اندیشه های یک مدیر ایرانی
تحلیل ، بررسی ، نقد و هم اندیشی علمی - تخصصی  
قالب وبلاگ
لینک دوستان

تغییر اذهان عمومی و تسلط بر دیگران

یکی از راههای تأثیر گذاری، کنترل و بهره برداری از دیگران، مهارت قدرت ذهنی و چگونگی استفاده از آن است.

معمولاً به منظور دستیابی به این اهداف از دو راه پیش می روند:

الف) استفاده از احساسات و برانگیخته کردن عواطف مردم

ب) تلقین و تشویق بر عقاید و باورهای جدید

اهداف اصلی رهبران این فرقه:

 1) در اختیار داشتن نیروی انسانی

 2) تسلط بر اوضاع روزمره

 3) کسب ثروت

عوامل لازمه برای در اختیار داشتن نیروی انسانی: اختلال، فقر، تورم، عدم امنیت، عدم ثبات روابط عاطفی، حربه هایی جدید که به مغز هیچ کس خطور نکند، اعاده و عدم استقلال (مادی و معنوی)

این افراد با استفاده و ایجاد عوامل فوق بسته به نوع جامعه تحت سلطه، با قدرت و مهارت ذهنی خود پیش می روند، که البته همگی آنها در ظاهر در ذهن مردم به نام اصلاحات و بازسازی جامعه تداعی می شوند.

ایجاد رعب و عدم امنیت، اولین مقدّمه برای مطیع ساختن افراد زیر سلطه است.

با سلاح تلقین و القاء افکار مورد نظر در وجود هر شخص، وی خود به خود رویه زیر را پیش می گیرد:

در مورد محور موضوع اصلی، بحث و مطالعه می کنند.

ساعتها سراپا گوش فرا می دهد، بدون اینکه سوالی بپرسد!

همواره به خود شک دارد و به اهدافش فکر می کند

از خود انتقاد می کند.

عقاید و باورهای خود را بارها و بارها مورد بررسی قرار می دهد.

به نتایج جدید دست می یابد.

روش دستیابی به این نتایج را می یابد.

در این راه از فردی خارج از گروه خود کمک نمی گیرد( صرفاً این پرسش و پاسخ ها در بین خودی ها و افراد آن گروه خاص مطرح می شود)

مهمترین عامل در این راه، باور لیاقت، لغزش ناپذیری و کارآمدی رهبر گروه و تأثیر آن بر ذهن و موجودیت افراد است. با استفاده از عباراتی چون، "خداوند همواره قدرت و افکار والاتری را به رهبران اختصاص داده است"  یا  "این تحولیست که در طول تاریخ بشریت بی نظیر می باشد"

پس از گردآوری اعضاء، راهنمایان، رهبران و ... ، به تدریج مقلد، عزم خود را جزم کرده تا به هدف اصلی گروه دست یابد، هر کدام از اعضاء دیگر قادر نیستند که تنها عمل کنند، بدان معنی که به عنوان عضوی از گروه، برای هدف اصلی گام بر می دارند و حال، زمان احاطه ی قدرت ذهنی فرا رسیده است، به طوری که هر عضو، همواره وفادار دستورات و افکار رهبر گروه است.

سخنان، افکار و تلقینات رهبران، در سرتاسر گروه با عباراتی شفاف در سخنرانی ها، راهنمایی ها، مکالمات و امور روزمره بین اعضاء موج می زند و آهنگ آن دائماً همچون آوازی در گوش آنان جاریست. نتیجه ی تمامی این مراحل، ابقاء هدف و باور ذهنی اولیه است.

در این بین هر فرد از آن گروه به چیز دیگری جز هدف حکّ شده در مغز خود فکر نمی کند و همراه با گروه پیش می رود و بدتر از همه آن که خود نمی داند که مغز و ذهن او تحت کنترل دیگران است. وی همواره فکر می کند که به عنوانی شخصی مستقل، با افکار و باورهای خود عمل می کند، این درحالیست که بالواقع وی تحت افکار رهبران، راهنمایان و ... است. در اصل در این بین چیزی که احساس نمی شود، تحول و اصلاح افکار و ذهن است، ( مثل کسی که بوی مونواکسید کربن را نفهمد و مدام استشمام کند!)

در این رویه، پرورش و به اصطلاح بهسازی مغز، به تحوّلی گویند که ناخودآگاه تمامی ساختار شخصیتی فرد را تحت سلطه خود قرار داده و تأثیر آن تمامی ابعاد معنوی، روحی و جسمانی شخص را در بر گیرد.

رهبران این گروه، همواره با خودنمایی، دورویی و ایجاد تحریف و تناقض در باورهای سنتی و دینی مقلیدن خود،  مسیر هدف را به نفع خود تغییر می دهند. آنان در این راه تنها در حاشیه ی افکار و باورهای مذهبی پیش می روند و در عمل هیچ اثری از تلاش برای برآورده کردن نیازهای افراد، رفع خلل در پیشرفت دنیوی و کمک به دیگران دیده نمی شود. در واقع آنان، با تسلط بر افکار و قربانی کردن اصول دیرینه ی باورها، سعی در کسب ثروت و شهرت بیشتر دارند. متأسفانه بیشتر اعضاء دیدشان به این مسئله بسته می ماند و کورکورانه، عقاید و افکار تحریف شده موجود در انجیل، روایتها و ادبیات کهن را پیروی می کنند که این خود عاملیست مهم در کنترل و احاطه بر آنان.

با عقل سلیم خود وقایع موجود در جهان حاضر را دوباره بررسی کنید، بحث ما در مورد آزادی مذاهب نیست، بلکه موضوع اصلی، سوء استفاده ی آشکارا از اذهان و افکار بیچاره ی افرادیست که بسیار ماهرانه و استادانه زیر و رو شده اند.

اصول مهارت در تلقین عقاید

آنان همواره از هفت روش طبقه بندی شده، زنجیروار و دارای هدفی مشترک، برای دستیابی به القاء عقاید خود بهره می گیرند.

1-     افزایش اغتشاش روحی و تنوع فکری در افراد

اغتشاش افکار و اذهان افراد با تکرر مداوم اهداف بصورت، سمعی، بصری، گفتاری و یا تحریک در آنان به نوعی مثل هیپنوتیزم اعمال می شود. در این مرحله، با به هم ریختگی و درهم شکستن روال عادی افکار قبلی حاکم، سعی در به هم زدن تمرکز آنان دارند که به نوعی خود این اغتشاش ذهنی، منجر به ایجاد زمینه ی می شود که اعضاء ناخودآگاه نگاهی به روایا و مدّعیان این اهداف جدید بیاندازند و در این راه تسلسل تبلیغ گفتاری و در نتیجه برانگیخته شدن احساسات آنان، امری اساسیست.

2-اعمال مجازات های روحی

آنان در این مرحله با ظاهری کاملاً مثبت، سعی در ایجاد حالاتی چون، حس حقارت، عدم امتیازات اجتماعی، ضعف شخصیتی، عدم ثبات شغلی و موقعیت افراد، ایجاد حس بی لیاقتی و در نتیجه اضطراب و آشفتگی و ... می کنند که نتیجه آن،  چیزی جز فروپاشی آرامش و سم پاشی روحی اذهان نیست.

آنان در واقع، اهداف خود را با بکارگیری دو روش متفاوت خشونت آمیز و مسالمت آمیز بصورت متناوب، پیش می برند، بطوری که در بعضی مواقع سلاح آنان در این راه، صمیمیت، حس دوستی، اهدای امتیازات جهت جلب اطمینان و تایید است و در برخی دیگر خشونت.

2-     رواج انزواءطلبی و عدم ارتباط با خارج گروه

یکی از روشهای رهبران این گروه، عدم ارتباط اعضاء با دوستان، خویشاوندان و ... است که افکار و ایدولوژی آنان به نوعی با اهداف گروه همخوانی ندارد. حتّی در این راه به حمایت مالی و دیگر نیازهای اعضاء نیز اقدام می شود تا دیگر نیازی به ارتباط با بیگانه ها نداشته باشند.

3-  در اینجاست که این رهبران با حس القاء والای ارزشها و اهداف گروه، تمرکز و تجمع آنها، ایجاد برنامه های اغتشاشات روحی، به قدرت کنترل و تسلط بر افراد، شرایط و دیگر عوامل اجتماعی دست می یابند.

در واقع احاطه فکری آنان براعضای گروه تا حدّیست که آن افراد کاملاً خود را تافته ای جدا بافته از روحیات و افکار قبل، همچنین دیگر افراد جامعه، می دانند. که تأثیر این حالات در آنان، بصورت حاشیه ای در رفتارشان مثل عدم قبول دیگر اذهان، کناره گیری از آنها و حتّی خیانت و حمله ور شدن به دیگر باورها و ارزشهای قبلی خود نمایان می شود.

آنان به تدریج با تلقینات رهبران و تحت تأثیر شرکت در سخنرانی ها، وقایع و ... دیگر بطور کامل رابطه ی خود را با افراد خارج از گروه قطع می کنند. در این راه حتّی از عدم مکالمه تلفنی، مکاتبه ای خود با خویشاوندان، دوستان قبلی خود در محیط آموزش، کار و ...نیز دریغ نمی کنند. در واقع اهداف گروه خود را بر هر چیزی برتری می دهند و تمام وقت خود را صرفاً با آنها می گذارنند.

4-تحقیر دیدگاه و تصورات شخصی

این روش، یکی از موثّرترین مراحل القائات ذهنی و کنترل آن است. با تسلط و تحقیر افکار و باورهای گذشته ی افراد، سعی در زشت جلوه دادن رویه و تصورات ذهنی قبلی آنان دارند و به نوعی این افراد تحت این فشارها به منیّت خود شک می کنند. در ادامه، با دیده ای تحقیرآمیز بر افکار، دیدگاه و احساسات  قبلی خود می نگرند، در نتیجه، با این تردید و اختلال در درک واقعیتهاست که رهبران می توانند ناگهان مسیر زندگی آنان را به طرف دیدگاه و اهداف خود سوق دهند. در این مرحله، اعضای گروه به باورهای فردی و گذشته خود پشت کرده، به تدریج این افکار را منفی و در مقابل برای دستیابی به بقا و ارتقاء دانش و حس مفید بودن در خود، پیشرو این گروهان می شوند.

5-تلاش های مکرر در ایجاد عدم اعتماد به نفس و خود باوری در افراد

تحقیقات و آمار نشان داده است که افراد عضو این گروه ها، به خودی خود بروی اهداف و جاری شدن آنها اراده ای مستقیم ندارند. آنها تنها در تصورات خود فکر می کنند که همواره حق با آنهاست و هیچ اشتباهی در این راه مرتکب نشده اند. در اصل برخلاف تصوراتشان، آنان فقط عضوی بی اراده و تنها تحت اختیار رهبران گروه برای رسیدن به اهداف هستند.

6- ابزار و زبان احاطه ذهنی

ناسازگاری، آشفتگی و عدم حمایت، ابزاریست که در مواقع لزوم، رهبران در پیشروی و کنترل اوضاع، از آنها استفاده می کنند. همچنین این رهبران گاهی اوقات از اغفال مستقیم و ایجاد تردید در حقایق و نیرنگها درخود اعضای گروه نیز جهت تحریک و تثبیت ادّعاهای خود بهره می برند.

محور اصلی در گفتارها و مباحث  آنها،  مسائل و مشکلات ایجاد شده توسط افراد غیر عضو است که خود به نوعی زبان ارتباطی بین آنها محسوب می شود.

این رهبران در راه ثبات اهداف خود، دست به عباراتی جدید و شعارگونه می زنند؛ بطور مثال: "دنیای ما، نیک، برتر، هوشیارانه است، در حالی که دنیای دیگران، شیطانی، غیرهوشیارانه و جاهلانه است"

در این گروه ها، انتخاب و اختیار عمل برای اعضاء، معنایی ندارد، آنها با کنترلی دقیق، هر عاملی که منجر به تزلزل اساس و اعتبار بنیاد آن گروه شود را به خودی خود محو می کنند.

با این تکنیک، از ایجاد افکاری مستقل در گروه جلوگیری می شود، به طوری که با ایجاد یک سیستم حساب شده و دقیق، هر گونه شورش در اعضاء را تشخیص و خنثی می کنند. در سال 1984 در ایالت ارویل، با خاموشی نطق مردم، افکار و باورهای جدید را درجامعه ای جدید ایجاد کردند، در واقع با کنترل افکار مردم است که، خود به خود پیاده کردن افکار و باورها قابل اجراست.

7- ایجاد یا استفاده از جوّ حاضر جهت اهداف مادی

در این بین است که با کنترل و دخالت مستقیم آنها بر افکار، باورها و اختیارات دیگران تهدید و رو به نابودی می رود و در ادامه به تدریج مشکلاتی چون، بیماری های جسمی و روحی، اعتیاد، توّرم اقتصادی، ورشکستگی، طلاق، عدم تمایل به تشکیل خانواده و... ایجاد خواهد شد.

ترکیبی از این هفت مرحله، به اضافه ی روشهای دیگر و تأثیر و القای آنها بر اجتماع، همواره از تاریخ کهن بشریت تا به حال، یکی از الگوهای رهبران بوده است، البته شایان ذکر است که گاهی تمامی این مراحل در قالبی غیرملموس و روشی مسالمت آمیز پیش می رود.

منبع : سایت مردمان ( پورتال جوانان ایرانی )


موضوعات مرتبط: سمینارها و سخنرانی های علمی، تحلیل و بررسی علمی
[ شنبه هفتم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 11:0 ] [ محسن احمديان ]
تفاوت های من ورئیسم ؛

وقتي من يك كاري را دير تمام مي‌كنم، من كند هستم.

وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.

***********************************************************

وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.

وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.

**********************************************************

وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.

وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.

***********************************************************

وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.

وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري مي‌كند.

**********************************************************

وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.

وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.

**********************************************************

وقتي من در محل كارم نباشم، من يك جايي خارج از محل كار در حال گشت‌زدن هستم.

وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

***********************************************************

وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.

وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.

*****************************************************

وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.

وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد مي‌رفت چون خيلي كار كرده است.

******************************************************

وقتي من كار خوبي انجام مي‌دهم، رئيسم هرگز به خاطر نمي‌آورد.

وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نمي‌كند.

****************************************************

 

منبع : سایت راهکار مدیریت


موضوعات مرتبط: سمینارها و سخنرانی های علمی، تحلیل و بررسی علمی
[ پنجشنبه پنجم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 19:52 ] [ محسن احمديان ]

چه تعداد از كارمندان خود را مي شناسيد؟

روزي مدير يكي از شركتهاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر كارش مي رفت چشمش به جواني افتاد كه در كنار ديوار ايستاده بود و به اطراف خود نگاه ميكرد.

جلو رفت و از او پرسيد: «شما ماهانه چقدر حقوق دريافت مي كني؟»

جوان با تعجب جواب داد: «ماهي 2000 دلار.»

مدير با نگاهي آشفته دست به جيب شد و از كيف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «اين حقوق سه ماه تو، برو و ديگر اينجا پيدايت نشود، ما به كارمندان خود حقوق مي دهيم كه كار كنند نه اينكه يكجا بايستند و بيكار به اطراف نگاه كنند.»

جوان با خوشحالي از جا جهيد و به سرعت دور شد. مدير از كارمند ديگري كه در نزديكيش بود پرسيد: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»

كارمند با تعجب از رفتار مدير خود به او جواب داد: «او پيك پيتزا فروشي بود كه براي كاركنان پيتزا آورده بود.»

*********************

 
فرستنده حكايت : نقابي، محمدرضا
كليدواژه‌ها : كارمند ؛ كارمند شناسي ؛ ارتباط ؛ ارتباط با كارمندان
 
منبع : سایت راهکار مدیریت

موضوعات مرتبط: سمینارها و سخنرانی های علمی، تحلیل و بررسی علمی
[ سه شنبه سوم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 20:11 ] [ محسن احمديان ]

فناوري اطلاعات و ارتباطات،موج سوم تغيير بنيادي در جهان

فاصله ديجيتالي، نمادي از بي‌عدالتي در جهان را به رخ خواهد كشيد وزمينه جنگهاي ناخواسته‌اي را ممكن است تحميل نمايد. براي تشخيص فاصله ديجيتالي، ذكر فقط اين نكته كافي است كه در حال حاضر، حجم اطلاعاتي كه بين اروپا و آمريكا جابجا مي‌شود ، حدوداً 162 گيگا بيت در ثانيه و مجموعه اطلاعات جابجا شده بين خاورميانه و آمريكا 7% گيگا بيت در ثانيه است. همین مثال به تنهايي، فاصله ديجيتالي بين اروپا و خاورميانه را از نظر دسترسي به اطلاعات 231 برابر نشان مي‌دهد. به عنوان مثالي ديگر، تعداد كاربران اينترنت در كشورها 7/1 ميليون نفر و در كشور كره جنوبي 27 ميليون نفر است.
تغييرات اساسي در طول تاريخ بشر كه تحت عنوان “موج ” از آنها ياد مي‌شود را مي‌توان به 4 دوره يا موج تقسيم بندي نمود.

موج اول:

عصر كشاورزي اولين اختراع بشر آتش بوده است كه تقريباً چهار ميليون سال قبل از ميلاد حضرت مسيح شناخته شد. 2500 سال بعد بشر موفق به اختراع دوم خود كه ابزار بود شده است. فاصله بين دو اختراع نشان از بدوي بودن بشر اوليه دارد بعدها اختراعات جديدتري به تناوب رشد و تمدن بشر بوجود آمد تا اينكه زمينه تغيير اساسي يعني موج اول فراهم شد و جامعه كشاورزي شكل گرفت. جمعيت جهان در سالهاي قبل از ميلاد حضرت مسيح بسيار كم بود و حتي هزار سال بعد از ميلاد آن حضرت به 300 ميليون نفر رسيد اولين تغيير در جامعه انساني كه به موج اول يا جامعه كشاورزي و يا عصر كشاورزي لقب يافته است، قبل از ميلاد حضرت مسيح شروع شده و عمري 29500 ساله اي داشته است. هدف از ايجاد اين موج حل مشكلات معيشتي و غذايي بشر آن زمان بوده است.

موج دوم عصر صنعت:

اما بعد از ايجاد موج اول و گذشت تقريباً سه هزاره از آن، موج بعدي كه انقلاب صنعتي بود آغاز شد. هدف از موج دوم يعني عصر صنعت يا انقلاب صنعتي توليد مواد و ابزار كار بوده است. در موج اول كه نيروي كار متكي بر بازوان افراد بود، بشر از پس مشكلات بزرگ برنمي‌آمد و نياز جديدي در جامعه بوجود آمد كه تغييرات اساسي را مي‌طلبيد عمر موج دوم هم كه دوران موفقي را سپري كرده است به 500 سال مي‌رسد و دوران آن از نظر تئوري سپري شده است. با اين وجود متاسفانه بسياري از كشورهاي جهان كه نتوانسته‌اند توسعه موفقي را در طول انقلاب صنعتي بگذرانند هنوز در اين عصر صنعتي بسر مي‌برند و درگير رفع مشكلات خود از طريق توسعه و بكارگيري صنعت هستند. در موج دوم بشر، موفقيتهاي شگرفي بدست آورد و اختراعات مهمي در اين عصر در خدمت بشر قرار گرفت و باعث شد تا وضعيت آموزش‌، بهداشت، اقتصاد و فرهنگ جوامع نسبت به جامعه كشاورزي شكل بهتري بگيرد و توسعه كمي و كيفي خوبي داشته باشد. يكي از تاثيرات مهم اين موج افزايش جمعيت جهان همراه با رفاه بيشتر و جلوگيري از مرگ و مير زياد مردم بوده است كه سابقاً در اثر وبا، بيماريهاي فراگير، بلاهاي آسماني و امثال آن جان خود را از دست مي‌دادند. اختراعات درصدسال پاياني موج دوم و بخصوص از سال 1900 ميلادي به بعد باعث تغييرات وسيعي در مشاغل كشاورزي كه تا آن زمان تقريباً 90% كل مشاغل را شامل مي‌شد را چنان تغيير داد كه بعضي از كشورها مانند ايران اين تعداد مشاغل كشاورزي به 17% و در كشورهاي توسعه يافته به 4 تا 7% رسيده است.در هر صورت اختراعات مهمي مانند ماشين بخار،‌راه آهن، هواپيما، تلفن، برق، راديو، تلويزيون، پلاستيك، ترانزيستور و دهها اختراع ديگر به همراه ايجاد سازمانها و تشكيلات مدني و موسسات آموزشي بستري فراهم نمود تا انسان بتواند به اهداف موج دوم كه تهيه ابزار كارر بود دست پيدا كند و مشكلات موج اول را برطرف نمايد. در موج دوم نيازهاي جديدي ديده شد كه ديگر امكان حل آن با ديدگاه قبلي امكانپذير نبود.

موج سوم؛ عصر اطلاعات

بعد از اختراع رايانه و سرعت توسعه مخابرات و ارتباطات بشر نياز به تغيير جديدي را درك نمود و آن چيزي جز دسترسي به اطلاعات و دانش نبود. هدف از موج سوم، دسترسي به اطلاعات و دانش با استفاده از ابزار فناوري اطلاعات مانند رايانه، شبكه‌هاي متنوع محلي و جهاني و اينترنت به همراه توسعه نرم‌افزارها و سخت‌افزارهاي مورد نياز عصر اطلاعات بوده است. عمر موج سوم كه آنرا عصر دانش و بعضاً جامعه اطلاعاتي نيز مي‌گويند، نزديك به 50 سال مي‌باشد.

همانطور كه ملاحظه مي‌شود، نياز به تغييرات از مقطعي به مقطع بعدي و از موجي به موج بعدي با هدف بوده است و طول عمر ماندگاري آن بستگي به سرعت رسيدن به اهداف آن موج داشته است. به عنوان مثال موج سوم براي آن بوجود آمد كه با توسعه صنعت در موج دوم، نياز بود اطلاعات بيشتري از نقطه‌اي به نقطه‌ ديگر منتقل شود و بشر نياز بيشتري به دانش داشت و لذا توليد، توزيع و استفاده از اطلاعات محور اين تغيير قرار گرفته و اينترنت و رايانه براي اين خدمت بكار گرفته شدند كه توسعه آنها همچنان به جلو مي‌رود. با توجه به اهميت و سرعت زياد توسعه موج سوم، بعضي از دانشمندان فكر مي‌كردند كه اين تغيير اساسي براي ساليانه درازي دوام خواهد داشت. اما رشد فوق‌العاده فناوري و حضور فناوريهاي جديدي مانند اينفوتكنولوژي (فناوري اطلاعات)، نانوتكنولوژي، بيوتكنولوژي، و توانايي بشر در تسلط مطلق براتم باعث شد تا اين مرحله با شتاب بيشتري به جلو برود و انتظار جديدي در حال شكل‌گيري شود. البته براي گذر از موج سوم و رسيدن به موج چهارم مشكلات زيادي وجود دارد كه يكي ديگر از آنها پديده جديد فاصله ديجيتالي بين كشورهاي مي‌باشد. اين مشكل در جاي خود مهم مي‌باشد و درصورت عدم توجه به آن مشكلات بزرگي را براي جهان بوجود خواهد آورد و احتمالاً از شتاب فوق‌العاده توسعه فناوري اطلاعات خواهد كاست. ورشكستگي شركتهاي عظيم رايانه‌اي مخابراتي مانند دات كام (.COM) يكي از اين نشانه‌ها مي‌باشد.
موج سوم با آمدن رايانه مطرح شد وبخصوص وقتي رايانه‌هاي شخصي توانستند درخدمت مردم قرار گيرند، فضاي توليد وانتشار اطلاعات وتوليددانش توسعه يافت و شكل جديدي به خود گرفت. بكارگيري رايانه وهمراهي آن بااينترنت ، تغييرات مهمي درجهان بوجودآورد. كامپيوتردرسال 1948 ميلادي‌ اختراع شد و اينترنت در سال 1968 مطرح و در سال 1970 ارتباط 5 نقطه را برقرار كرد. در سال 1974 پروتكل (
TCP) معرفي شد و در سال 1984 هزار پايگاه در روي آن ايجاد گرديد. در سال 1989 نر‌م‌افزار وب بوجود آمد و 4 سال بعد نرم‌افزار (Mosaic) پا به عرصه تحولات نوين گذاشت. در سال 1995، بحث تجارت الكترونيكي مطرح شد و بعد از آن شاهد سرعت رشد فوق‌العاده اين صنعت هستيم. رشد اينترنت بيشتر از تخيل بشر بوده است. زيرا به عنوان مثال در حالي كه در سال 1977 فقط 111 پايگاه در اينترنت وجود داشت در سال 1987 اين تعداد به 10 هزار پايگاه رسيد. اين افزايش بصورت نمايي ادامه پيدا كرد بطوريكه در سپتامبر سال 2002 ميلادي اين تعداد به بيش از 200 ميليون پايگاه رسيده است.
تعداد كاربران اينترنت نيز به شدت در حال افزايش مي‌باشد، بطوريكه از سپتامبر 2001 كه تعداد كاربران 407 ميليون بوده تا سپتامبر 2002 اين رقم به 840 ميليون نفر در 218 كشور رسيده است. پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2005، اين رقم به حدود 2 ميليارد نفر برسد و تا سال 2020 بيش از 80% افراد روي كره زمين، دسترسي به اينترنت داشته باشند. با بررسي آمارهاي فوق نتيجه مي‌شود كه سرعت گذر موج سوم بسيار زياد است و تاخير در همراه شدن با اين پديده عواقب خطرناكي خواهد داشت. لذا اگر مردم كشورما قادر به تهيه رايانه نيستند و يا امكان دسترسي برايشان فراهم نيست، اين مشكل مشكلي ملي مي‌باشد كه بايد مسئولين به فكر چاره كار باشند. بقيه كشورهاي جهان منتظر ما نخواهند ماند و به جلو مي‌روند. و هر روز فاصله ديجيتالي ما با كشورهاي پيشرو بيشتر مي‌شود. بنابراين بايد هرچه زودتر با اطلاع رساني مناسب، براي جبران عقب ماندگي موجود، در اين زمينه گامهاي بلندي برداشت.
فاصله ديجيتالي، نمادي از بي‌عدالتي در جهان را به رخ خواهد كشيد وزمينه جنگهاي ناخواسته‌اي را ممكن است تحميل نمايد. براي تشخيص فاصله ديجيتالي، ذكر فقط اين نكته كافي است كه در حال حاضر، حجم اطلاعاتي كه بين اروپا و آمريكا جابجا مي‌شود ، حدوداً 162 گيگا بيت در ثانيه و مجموعه اطلاعات جابجا شده بين خاورميانه و آمريكا 7% گيگا بيت در ثانيه است. هيمن مثال به تنهايي، فاصله ديجيتالي بين اروپا و خاورميانه را از نظر دسترسي به اطلاعات 231 برابر نشان مي‌دهد. به عنوان مثالي ديگر، تعداد كاربران اينترنت در كشورها 7/1 ميليون نفر و در كشور كره جنوبي 27 ميليون نفر است. با احتساب جمعيت و درنظر گرفتن ضريب نفوذ اينترنت در كره جنوبي كه نزديك به 42 درصد و در كشور ما 5/2 درصد است، حداقل فاصله ديجيتالي ما با آنها حدود 30 برابر مي‌باشد. در چنين شرايطي، قطعاً مشخص مي‌شود كه براي رسيدن به جامعه مجازي ايده‌ال هنوز راه طولاني در پيش داريم، و معلوم مي‌شود كه تغيير اساسي، بدون توجه به تاخير بخشي از جهان بوجود خواهد آمد و تا دو دهه ديگر براي قسمتهايي از جهان توسعه يافته، عصر مجازي يا جامعه مجازي قابل لمس خواهد بود. مشكلات سرراه رسيدن به تغييرات اساسي، عموماً انساني هستند و اگر بدون توجه به ظرفيت تغيير در انسان اين فناوريها به جلو برود، ممكن است خسارات ناشناخته‌اي داشته باشد و بشريت را تهديد كند و لذا با دقت و آگاهي از فضاي موجود گام به جلو گذاشت.

موج چهارم؛ عصر مجازي:

پيش‌بيني مي‌شود كه تا 20 سال آينده بشر در “عصر مجازي” يا در چهارمين مقطع اساسي تحول تاريخ خود كه موج چهارم نيز ناميده مي‌شود، قرار خواهد گرفت. موج چهارم در حقيقت فرم توسعه يافته عصر اطلاعات و دانش است كه ديگر مشكل عمده بشر در زمينه تامين معاش، تهيه ابزار و دسترسي به دانش و اطلاعات حل شده است و نياز به تغيير و تحول بزرگتري در جامعه بوجود آمده است. با شروع موج چهارم، بشر جامعه جديد و عصر نويني را آغاز خواهد كرد كه اكثر امور در آن جامعه بصورت مجازي خواهند بود،‌ اين عصر جديد بنام عصر مجازي شناخته خواهدشد.
در عصر مجازي بيشتر امور بشر بصورت غير فيزيكي قابل انجام است، مثلاً براي خريد از فروشگاهي دوردست و حتي در كشوري ديگر نياز به حضور فيزيكي خريدار و فروشنده در يك مكان ثابت نيست، براي آموختن دانش، نياز به رفتن مدارس سنتي و يا دانشگاهايي مانند دانشگاه‌هاي فعلي نخواهد بود، يك استاد در آن واحد مي‌تواند در منزل دانشجو در دهها كشور و مكان ديگر آموزش مجازي دهد اين حضور بقدري طبيعي خواهد بود كه دانشجو حضور استاد را در منزلش درك مي‌كند و احساس تخيلي حقيقي در دانشجو بوجود مي‌آيد. پول فيزيكي وجود نخواهد داشت،‌ دوربينهاي مخصوصي كه به سيستم فتومتريك مجهز هستند،‌ از روي قرنيه چشم افراد را شناسائي مي‌كنند و لذا نياز به داشتن كارت شناسائي و كارت اعتباري نيز نخواهد بود و بصورت خودكار بسياري از مسائل روزمره امروزين بشر انجام مي‌شود. بازرگاني مجازي رونق زيادي خواهد يافت و امكان عرضه كالا در هر زمان و در هر كجا،‌ در اولين فرصت ممكن امكانپذير خواهد شد. توليد انبوه محدود مي‌شود و توليد كالاهاي غيرفيزيكي افزايش چشم‌گيري خواهند يافت.از جمله كالاهاي غير فيزيكي فروش اطلاعات،‌ موسيقي و فيلم هستند كه هم اكنون بخش بزرگي از درآمد دولت آمريكا از همين كالاهاي غير فيزيكي مي‌باشد. در عصر مجازي، تمام اموري كه اين روزها با پيشوند (
e) مطرح مي‌شوند داراي پيشوند مجازي (Cyber) خواهند شد. مثلاً‌بانكداري مجازي جايگزين بانكداري الكترونيكي، پول مجازي جايگزين پول الكترونيكي، بازرگاني مجازي جايگزين بازرگاني الكترونيكي،‌ آموزش مجازي جايگزين آموزش الكترونيكي و نهايتاً دولت مجازي جايگزين دولت الكترونيكي كه در موج سوم مطرح شده‌اند، خواهد شد. هزاران شغل جديد مجازي جايگزين شغلهاي سنتي و الكترونيكي امروزه خواهند شد و تعداد مشاغل مورد نياز بيشتر از جمعيت روي كره زمين خواهد شد. نتيجه ابتدايي اين تحول آن است كه فردگرائي و ديكتاتوري از جوامع حذف و كار گروهي و تفكر جمعي كه از طريق رسانه‌اي مانند وب [1] سازماندهي خواهدشد، جايگزين مي‌شود. دانش محوري، اساس اداره جوامع مجازي خواهد شد. و آموزش در طول عمر به عنوان اولين نياز اوليه بشر مطرح خواهد شد و تقريباً تمام امور اداره جوامع امروزي تغيير خواهد كرد و جهان جديدي جايگزين جهان فعلي مي‌شود كه در آن امكان انجام عدالت و داشتن رفاه بيشتر براي همه فراهم مي‌باشد.

در عصر مجازي، تغييرات اساسي در رفتار بشر بوجو خواهد آمد و بعضي از صفتهاي بد مانند دروغگويي، كلاه برداري،‌قتل و غارت و تجاوز به حقوق ديگران و امثال آن به دليل علني بودن همه امور بشر قابل رويت و پيگيري خواهد بود. مردم در جهان مجازي، فرصت شناخت بهتري از جهان و فلسفه وجودي انسان خواهند داشت و به نحو بهتري تربيت خواهند شد و چون از نظر تئوري در عصر مجازي مشكلات معيشتي و تهيه ابزار كار و دانش و اطلاعات وجود ندارد، توجه به مسائل معنوي و مذهب افزايش خواهد يافت.

يكي از مشكلات موجود براي رسيدن به عصر مجازي، مشكل رواني بشر است كه در مقابل تغيير، عموماً واكنش منفي نشان مي‌دهد. اين واكنش، همين حالا هم مشكلاتي را در جهان بوجود آورده است و مربوط به يك كشور خاص هم نيست. مثلاً در كشور امريكا، فناوري بسيار جلوتر از سواد عمومي جامعه به جلو مي‌رود، يعني مردم آمريكا با وجودي كه ابزارهاي مناسبي در اختيار دارند، از آنها استفاده مناسب نمي‌كنند. در حقيقت سيستم آمريكا عقب‌تر از تحولات تكنولوژيكي حركت مي‌كند. لذا، ‌آنها برنامه آموزشهاي عمومي در معرفي حتي تكنولوژيهاي موجود را هم ندارند. براي همين در حالي كه 70 درصد مردم آمريكا امكان دسترسي به شبكه‌هاي با پهناي باند زياد را هم اكنون دارند و تا پايان سال 2002 اين امكانات براي 90 درصد آنها فراهم است فقط 9 درصد مردم آن هم با ضريب پايين‌تر از اين شبكه استفاده مي‌كنند.لذا، مشخص مي‌شود كه آموزش و ايجاد فرهنگ يكي از مسائل مهم در توسعه فناوري اطلاعات مي‌باشد كه بايد مشكلات مرتبط با آن شناخته و حل شود. مشكل بعدي حتي در كشورهاي توسعه يافته، مربوط به افراد سالخورده و مسوولين سابقه‌دار كه تجربيات سنتي را با خود دارند و تسليم فناوري‌هاي نوين نمي‌شوند و در مقابل تغيير مي‌ايستند و مراحل توسعه را با تاخير مواجه مي‌سازند، مي‌باشد. در جوامع سنتي و عقب افتاده، اين وضع به مراتب بدتر است و عدم اطلاع حاكمان دولتها از مزاياي اين پديده‌ها سبب تاخير در توسعه دانش و رشد اقتصادي در آن جوامع مي‌شود. از اينگونه اشكالات و مسايل، در طول تاريخ بشر فراوان ديده شده و اين مشكلات ادامه هم خواهد داشت. وظيفه دانشمندان و محققين است كه اينگونه مسايل را در جامعه مطرح و در حد توان از مسئولين بخواهند تا استفاده از آنها را در جامعه عملي سازند.براي كشوري مانند ايران كه هنوز در وسطهاي موج دوم قرار دارد و موج سوم را هم جذب و درك نكرده است، اطلاع از وضعيت جهان در عصر مجازي بسيار با اهميت مي‌باشد. شايد مسؤلين اداره كشور با اطلاع از اتفاق عصر مجازي به بحراني بودن وضعيت كشورمان در اين زمينه پي‌ببرند و با حركت پرشتاب، توسعه فناوري اطلاعات و انداختن انديشه موج چهارم،‌ برنامه‌اي پرشي براي عبور سريع از موج سوم و رسيدن به موج چهارم را تدارك ديد. در صورت موفقيت در چنين برنامه‌اي، مي‌توان بخشي از عقب ماندگي را جبران و حتي از بسياري از كشورهايي كه هنوز با اين مفاهيم آشنايي ندارند جلو افتاد.


موضوعات مرتبط: نکته های ناب
[ یکشنبه یکم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 20:19 ] [ محسن احمديان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

محسن احمدیان
دانشجوی دکتری تخصصی PhD مدیریت دولتی گرایش مدیریت منابع انسانی دانشگاه تهران
( مدرس و پژوهشگر مدیریت )
لینک های مفید
امکانات وب

.

نیت کنید و اشاره فرمایید


فال انبیاء

فال انبیاء

Online User
تماس با ما

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس