|
اندیشه های یک مدیر ایرانی
تحلیل ، بررسی ، نقد و هم اندیشی علمی - تخصصی
| ||
|
روشهای رسیدن به خودباوری
باور کردن خود یکی از اولین قدم ها به سمت موفقیت است. اگر به خودتان اعتماد نداشته باشید، موفق شدن در کارها خیلی سخت می شود. مراحل : 1. یک شعار برای خود انتخاب کنید و هر روز آنرا برای خودتان تکرار کنید. 2. یاد بگیرید که نظر شما تنها نظری است که اهمیت دارد. افکار و نظرات بی اهمیت دیگران را کنار بگذارید. فقط خودتان هستید که باید واقعیت زندگی را برای خود آشکار کنید. 3. در محل کار، مدرسه یا خانه نظرات خود را بیان کنید. وقتی در ارتباطات خود با دیگران مطیع و سلطه پذیر نباشید آنوقت به خود و نظراتتان اعتماد و اطمینان پیدا می کنید. 4. همه چیز را امتحان کنید حتی اگر ندایی در ذهنتان بگوید که ممکن نیست. حتی کوچکترین پیروزی ها می تواند به شما اعتبار ببخشد و باعث شود دفعه بعدی که با یک مشکل یا هدف روبه رو شدید بیشتر به خودتان اعتماد کنید. 5. رفتارهای دفاعی را کنار بگذارید. وقتی به خودتان می گویید که نمی توانید به یک هدف خاص در زندگیتان برسید، قبل ازاینکه حتی تلاشی کرده باشید اجازه می دهید که شکست بخورید. پس این رفتارها را کنار بگذارید و همیشه متضاد این را به خودتان دیکته کنید. 6. دور و برتان را با افرادی پر کنید که تحسینشان می کنید. وقتی با کسانی هستید که افراد موفقی هستند بیشتر می توانید خودتان را باور کنید. از این افراد کمک بخواهید تا به شما نشان دهند که چطور برای رسیدن به اهدافشان تلاش کرده اند. 7. برای خودتان هدف تعیین کنید. وقتی هدف داشته باشید کنترل در دستان شماست. 8. باید تشخیص دهید که چه موقع به هدفتان می رسید تا به بالا بردن اعتماد به نفستان کمک کند. 9. دلیل شکستتان را پیدا کنید. برای هر کسی پیش می آید که نتواند به هدفی دست پیدا کند اما اگر از شکست هایتان درس بگیرید احتمال موفقیتتان بیشتر می شود. 10. برای قضاوت درمورد موفقیتتان انتظارات واقع بینانه داشته باشید. قبل از اینکه برای دویدن آمادگی جسمانی لازم را پیدا نکرده باشید نباید از خودتان توقع داشته باشید که بتوانید 4 کیلومتر را بدوید. 11. به انتقادات گوش دهید اما اجازه ندهید متقاعدتان کند که کمتر از آن چیزی هستید که واقعا هستید. بعضی منتقدان برای بزرگ تر جلوه دادن خودشان دوست دارند شما را خرد کنند اما خیلی های دیگر هم هستند که توصیه های انتقادی بسیار خوب در اختیارتان می گذارند که به کمک آن می تواند خودتان را ارتقاء دهید. 12. وقت و انرژیتان را به دیگران اختصاص دهید. وقتی اینکار را می کنید، فیدبک مثبت از طرف مقابل دریافت می کنید و احترام آنها را به دست می آورید. با این روش خودتان هم کم کم احترام بیشتری برای خودتان قائل خواهید شد. 13. خودتان را باور کنید تا بهترین باشید. نکات : · اجازه ندهید دیگران اعتماد به نفستان را پایین بیاورند. · اگر کسی به شما گفت که فلان کار را نمی توانید بکنید، حرفش را باور نکنید. · نقاط منفیتان را مثل هدف تیراندازی بدانید و تا می توانید به سمت آنها تیر شلیک کنید. این باعث می شود اعتماد به نفستان بالا رود. هشدارها : · قبل از اینکه خودتان را باور کنید باید خودتان را بشناسید. باید بدانید که چه چیز برای شما بهتر عمل می کند. · اگر می خواهید به خودتان ایمان پیدا کنید باید خوب با زیر و بم شخصیتتان آشنا شوید. موضوعات مرتبط: تحلیل و بررسی علمی [ یکشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۸۹ ] [ 19:17 ] [ محسن احمديان ]
نحوه برنامه ریزی یک روز کاری
مطالعات و تحقیقات نشان داده است که یک کارمند عادی به طور متوسط روز خود را به طور کل 3/2 ساعت در هفته برنامه ریزی می کند. نتایج تحقیقات مربوط به بخش های فروش نشان می دهد که افرادیکه زمان بیشتری را به برنامه ریزی اختصاص دادند موفق تر بوده اند. از اینرو تصمیم گرفتیم در این مقاله به شما نشان دهیم که چطور می توانید روزتان را برنامه ریزی کنید. ü تصویر طولانی مدت موفقیت خود را تجسم کنید و آنرا به صورت نوشتار دربیاورید. اهدافتان را هر چند وقت یکبار مرور کنید. اهدافتان باید مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی و با جایی که الان قرار دارید متناسب باشد. همچنین باید یک روز پایان نیز برای آن وجود داشته باشد. استیون کووی این را اینطور تعریف می کند، "شروع کردن با در نظر گرفتن سرانجام کار در ذهن". ü هر روز برای خودتان برنامه بنویسید. آیتم هایی را در این برنامه بگنجانید که بتوانید همان روز آنها را تکمیل کنید مثل "آماده کردن ضمیمه ها برای گزارش ماهانه" به جای "کار کردن روی گزارش". ü برنامه روزانه خود را به سه بخش الف، ب و ج اولویت بندی کنید. ü آیتم های بخش “الف" برای موفقیت دراز مدت شما اهمیت زیادی دارند (اگر هیچ کار دیگری نداشتید که امروز انجام دهید، اینها فعالیت هایی هستند که روی نتیجه یک ماهه آینده شما تاثیر دارد). ü آیتم های بخش "ب" کارهایی هستند که باید جزء برنامه کاریتان امروز انجام دهید (اینها کارهای فوری هستند اما نه به آن اندازه مهم). ü آیتم های بخش "ج" فعالیت هایی نوشته نشده و غیرقابل اجتناب اما لازم هستند (اجرا، مسافرت، مسائل شخصی). ü آیتم های بخش "د" کارهایی هستند که می توانید انجام آنرا به تعویق بیندازید، به کس دیگری محول کنید یا از لیست روزانه خود حذف کنید. ü با کارهای بخش الف شروع کنید. فقط به خاطر اینکه کارهای بخش ج ساده تر هستند به سراغ این بخش نروید. همچنین باید آیتم های بخش الف را به قسمت های کوچک تر و قابل کنترل تر دربیاورید که انجام آنها آسانتر باشد. ü با اتمام هر کار یک تیک جلوی آن بزنید تا حس پیشرفت در کار به شما منتقل شود. ü برای کارهای اصلی وقت بگذارید. این می تواند اختصاص زمان برای کار کردن روی یک کار اصلی باشد. اگر کسی بخواهد طی آن زمان شما را ملاقات کند باید بگویید، متاسفم من قبلاً با کس دیگری قرار گذاشته ام! ü برای یک روزتان اینقدر برنامه نگذارید که قادر به انجامشان نباشید. برای کارهای اورژانسی، فرصت های خاص و زمان فکر کردن هم وقت بگذارید. ü خودتان مدیر خودتان باشید. از خودتان بپرسید که آیا به اهدافتان رسیده اید و برای رسیدن به آنها برنامه تان باید دستخوش چه تغییراتی شود. ü همین الان انجامش دهید. مردم همیشه می گویند، "هفته آینده با من تماس بگیرید برای آن قرار می گذاریم". به جای این بگویید، "اجازه بدهید همین الان آنرا انجام دهیم". ü همیشه برای تعادل بخشیدن به زندگیتان هم وقت بگذارید، یعنی برای خانواده تان، ورزش، تفریح و فعالیت های اجتماعی و معنوی هم برنامه ریزی کنید. ü ساعات مختلف روز را بررسی کنید تا ببینید در چه ساعاتی بالاترین کارایی را دارید. سپی این ساعات را به انجام کارهای اصلی خود که اولویت بالایی دارند اختصاص دهید. منبع : سایت مردمان ( پورتال جوانان ایرانی ) موضوعات مرتبط: مقالات علمی [ جمعه دوازدهم شهریور ۱۳۸۹ ] [ 18:34 ] [ محسن احمديان ]
چگونه تضاد را مهار کنیم ؟
خلاصه:سازمانها با توجه به تاثیر پذیری بالایی که از محیط اقتصادی و تجاری دارند لاجرم در معرض تضادند. اگرچه تضاد تداعی کننده اختلاف است اما استیفن رابینز تعریف جالبی از این مفهوم ارائه کرده است:
«فرآيندي كه در آن نوعي تلاش آگاهانه به وسيله شخص الف انجام ميگيرد تا تلاشهاي شخص ب را خنثي كند، البته از طريق سد كردن راه او، كه در نتيجه ب در مسير نيل به هدف خود متضرر ميشود، يا اين كه الف بدان وسيله بر ميزان منافع خود ميافزايد.» کلمات کلیدی: تضاد
در سازمانها تضاد در سطوح مختلفی نمایان می شود که این سطوح عبارتند از درون-فردی، میان فردی، میان فرد و گروه، و میان-گروهی.
به منظور مهار تضاد، استراتژیهای مختلفی قابل اتخاذ است که ذیلاً به معرفی اجمالی هر یک میپردازیم: 1.استراتژی ایجاد رقابت: اگر دو فرد و يا دو گروه مصمم باشند كه به خواستههاي خود دست يابند و روحيه همكاري هم با يكديگر نداشته باشند، در اينجا از استراتژي رقابت استفاده ميكنند. اين دو گروه بايد به طور نظاممند و بدون مزاحمت براي همديگر تلاش كنند. استراتژي طرفين در رقابت برد و باخت است و يكي برنده ميشود و ديگري بازنده خواهد بود. موارد استفاده: الف- زماني كه به اقدام سريع و قاطع نياز باشد. برخي مسايل در سازمان به وجود ميآيد كه بايد به سرعت دربارة آن تصميم گرفت. در اينجا براي رسيدن به تصميم صحيح، رقابت ايجاد ميكنيم. ب-در مسائل مهمي كه نياز به خلاقيت ونوآوري دارد. پ- در موضوعاتي كه براي سلامت سازمان، حياتي است. 2. استراتژی اعتماد سازی و همکاری: در صورتی که افراد روحیه همکاری داشته باشند و در عین حال تمایل دارند به اهداف خود برسند، می توان استراتژی برد-برد اتخاذ کرد و وارد مذاکرات اعتماد سازی جهت توسعه همکاری شد. موارد استفاده: · براي يافتن راه حل اجتماعي؛ هنگامي كه هم خواسته ما و هم خواسته مخالفان خيلي مهم باشد، چارهاي جز همكاري و مصالحه نداريم. · براي تلفيق بينشهاي افرادي كه داراي ديدگاههاي متفاوتاند؛ مثلاً هر كس از منظري خاص به موضوعي نگاه ميكند كه ممكن است با فرد ديگر كاملاً متفاوت باشد. · براي جلب تعهد افراد؛ ميخواهيد همه افراد وفادار باشند و در اجراي دستورات كاملاً هماهنگ باشند. زماني ميتوان همكاري و تعهد تمام افراد را جلب نمود كه به اجماع برسيم؛ يعني همه با آن راه حل خاص موافق باشند و درصورتي به اجماع ميرسيم كه افراد استراتژي همكاري را برگزينند. 3. استراتژی فرار از استرس: این استراتژی زمانی مناسب است که افراد در مورد تصمیمات خود مطمئن و مصمم نیستند و در عین حال تمایلی به همکاری نیز ندارند. این استراتژی زمانی کاربرد دارد که موضوع جدیت و اهمیت لازم را ندارد و بنابر این میتوان از طرح آن صرف نظر کرد. مورد دیگر کاربرد این روش زمانی است که احتمال تحقق اهداف کم باشد و یا بروز اختلاف موجب قطع ارتباط بلندمدت میشود. این استراتژی برای آرام سازی افراد و کاهش عصبانیت ایشان مناسب است و میتواند برای موارد جمع آوری اطلاعات نیز کاربرد داشته باشد. 4. استراتژی نرمش: توافق یا سازش می تواند برای تصحیح اشتباهات قبلی و یا ایجاد اعتبار از لحاظ اجتماعی کاربرد داشته باشد. در عین حال زمانی که هماهنگی و ثبات مهم باشد میتوان از این روش استفاده کرد. 5. استراتژی مصالحه این استراتژی مستلزم این است که طرفین به یکدیگر امتیاز دهند. در اینجا روحیه همکاری در سطح متوسط است ولی طرفین مصمم به حل مشکل هستند. در اینجا اهداف مهمند ولی ارزش شکست احتمالی را ندارند. در عین حال طرفین در اینجا قدرت برابر دارند، راه حل سریعاً حاصل میشود و میتواند موقتی باشد. قاعدتاً زمانی که استراتژیهای رقابت و همکاری کارآیی نداشته باشند است که به استراتژی مصالحه رو می آوریم. منبع:وب سایت همکاران سیستم موضوعات مرتبط: یادداشت هفته [ چهارشنبه دهم شهریور ۱۳۸۹ ] [ 19:9 ] [ محسن احمديان ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||