|
اندیشه های یک مدیر ایرانی
تحلیل ، بررسی ، نقد و هم اندیشی علمی - تخصصی
| ||
|
سوءتفاهمات
و مشکلات ارتباطی یکی از متداولترین منابع کشمکش در محلکار است و درصورت
وجود سبککاری متناقص در یک محل، مشکلات میانفردی شدت مییابند.
تفاوتهای نسلی، سبک مدیریت فردی، سابقه تحصیلی و اختلاف فرهنگی همه
میتوانند منبع سوءتفاهمات در محلکار باشند.
بااینکه
بروز کشکمش در محلکار امری غیرقابلاجتناب است، اما نیازی به خراب کردن
روزتان یا بالارفتن استرس تان نیست. این راهکارها را امتحان کنید تا محل
کارتان محلی با استرس کمتر و بازده بیشتر باشد:
۱.
شکایاتتان را به طور مشخص عنوان کنید. «من هیچوقت به جلسات دعوت نمیشوم»
به اندازه «فکر کنم میتوانستم ایدههای خوبی در جلسه پنجشنبه گذشته مطرح
کنم» موثر نخواهد بود.
۲.
درمقابل وسوسه درگیر کردن خودتان در کشمکشهایی که مستقیماً به شما ارتباط
ندارد یا تحت مسئولیت شما نیست، مقابله کنید. حتی اگر یک نفر به طور واضح
اشتباه میکند، بگذارید خودش هر طور که دوست دارد مشکل را حل کند.
۳.
سعی کنید کشمکشها را شخصی نکنید. به جای تفکر «من در مقابل تو» تفکر «ما
درمقابل مشکل» را پیش گیرید. این روش نه تنها حرفهایتر است، بلکه بازده
کار را افزایش داده و به نفع شرکت است.
۴.
با روی باز به نظرات دیگران گوش دهید و چیزی که شنیدهاید را منعکس کنید.
این مهارت باعث میشود سوءتفاهم کمتری پیش آمده و طرف مقابلتان احساس کند
حرفهایش شنیده شده و درک میشود. قبل از اینکه نظر خودتان را توضیح دهید،
سعی کنید حرف طرفمقابل را طوری دیگر توضیح دهید تا مطمئن شوید درست متوجه
شده اید.
۵. همیشه
بالادستیها را برای حل مشکلات درگیر نکنید. ممکن است باعث شود تصور کنند
که خودتان قادر به حل حتی کوچکترین مشکلاتتان نیستید.
۶.
اگر نیاز به داشتن گفتگویی طولانیتر است، ابتدا زمان و مکان موردنظر برای
حرف زدن را تعیین کنید. روبهرو شدن با همکارتان وقتی مشغول کار یا درگیر
اربابرجوع است، درست نیست. زمانی را انتخاب کنید که هر دو شما آزاد باشید
تا بتوانید خیلی خوب بر روی مشکل و راهکارهای آن تمرکز کنید. سعی کنید این
مکان بیرون از محلکار و دور از همکارانی باشد که موضوع به آنها بیارتباط
است.
۷. شکایاتتان
را به آنهایی که به طور مستقیم مربوط به کشمکش موجود در محلکار است محدود
کنید. تخریب شخصیت اصلاً کار جالبی نیست. یادتان باشد، باید بتوانید
رابطهکاریتان را حفظ کنید تا رابطه شخصیتان را و نظر شما درمورد شخصیت
یک همکار مسئلهای نامربوط است.
۸.
وقتی کشمکش فقط یک کشمکش نیست را تشخیص دهید. اگر کشمکشی در محلکار بخاطر
مسائل جنسی، نژادی یا قومیتی است یا اگر کسی درست رفتار نمیکند، باید
بدانید که این یک کشمکش نیست، بلکه تعرض است. وارد عمل شده و موضوع را با
رئیس بخشتان در میان بگذارید.
۹.
اگر کنترل مشکل از دست خارج شد، یا اگر مسئله بیش از حد احساسی است که
بتوان با گفتگوی متقابل آن را حل کرد، از یک واسطه کمک بگیرید. در این
مرحله، حتماً رئیستان باید از جریان مطلع باشد. میتوانید از یک شخص سوم
در شرکتتان کمک بگیرید یا از مشاور متخصص استفاده کنید.
۱۰.
همه چیز فقط بخاطر شما نیست. ممکن است فکر کنید که مشکل بخاطر شماست اما
ممکن است همکارتان روز بدی داشته سات. قبل از اینکه بخواهید به او جواب
دهید، کمی فکر کنید. شاید خیلی وقتها سکوت بهترین پاسخ باشد.
منبع : سايت مردمان ( پورتال جوانان ايراني ) موضوعات مرتبط: مقالات علمی [ جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 12:30 ] [ محسن احمديان ]
دوست
داشته باشید یا نه، شرایط سخت در زندگی پیش میآید. ممکن است کارتان را از
دست بدهید، در تجارتتان شکست بخورید، یا دچار بیماری شوید. این شرایط سخت
هر چه که باشد، خیلی مهم است که امیدتان را از دست ندهید. باید امید داشته
باشید که از این شرایط سخت عبور میکنید. اگر اینطور نباشد، فقط خودتان را
ناامید و دلسرد خواهید کرد. وارد چرخه شومی میشوید که رویکرد منفیتان
اوضاع را حتی بدتر کرده و منفیتر خواهید شد. نباید اجازه دهید این اتفاق برای شما بیفتد. خودتان را برای شرایط سخت آماده کنید تا وقتی برایتان پیش آمد راحتتر برخورد کنید. برایتان میگوییم که چطور در شرایط سخت امیدتان را از دست ندهید: ۱. ایمان داشته باشید. برای از دست ندادن امید، باید ایمان داشته باشید. باید باور داشته باشید که همه چیز در آخر درست خواهد شد. باید باور داشته باشید که کنترل زندگی شما به دست خداست و او برنامههای خوبی برای شما دارد. هرچقدر که موقعیت کنونیتان سخت به نظر برسد، باید به او اعتماد کنید؛ حتی اگر نفهمید همه چیز چطور پیش خواهد رفت. بعد از مدتی، طوری که اصلاً متوجه نمیشوید، همه چیز درست خواهد شد. ۲. «چرا»یتان را به خاطر آورید. وقتی در شرایط سخت هستید، باید به خاطر داشته باشید: چرا کاری که در وحله اول انجام میدهید را انجام میدهید؟ دنبال چه هستید؟ به خاطر آوردن «چرا»یتان قدرت کافی برای ادامه راه را به شما میدهد زیرا آن دلیل شما را به جلو میراند. آنهایی که “چرایی” برای زندگی کردن دارند، هر “چطوری” را میتوانند تحمل کنند. دو نکته اینجا وجود دارد: ۱- در هر کاری که میکنید، همیشه یک علت داشته باشد. به عبارت دیگر، اگر چرایی ندارید، آن کار را انجام ندهید. ۲- همیشه علت آن کار را به خاطر داشته باشید. آن را جلو ذهنتان نگه دارید که فراموشش نکنید. یک علت برای اینکه موثر باشد، باید بزرگتر از خودتان باشد. یک علت «خودمحور» اثر نخواهد کرد. باید چیزی باشد که رضایت درونی شما را برآورده کند نه اینکه پاداش بیرونی داشته باشد. باید الهامبخش باشد. ۳. دورتان را با کسانی پر کنید که حمایتتان کنند. پیش آمدن موقعیتهای سخت، شرایط بسیار دشواری است اما تحمل آن به تنهایی حتی سختتر هم میشود. شما به گروهی افراد مثبت در اطرافتان نیاز دارید که بتوانند از شما حمایت کنند. باید بخشی از جامعهای شوید که همدیگر را تشویق و ترغیب کند. اگر تا امروز اینطور نبوده است، از این به بعد به دنبال آن باشید. نباید منتظر بمانید تا شرایط سخت اتفاق بیفتد و بعد به دنبال چاره باشید چون ممکن است دیر شود. ۴. به دیگران کمک کنید. یکی دیگر از فواید بودن در جامعه خوب این است که باعث میشود به دیگران فکر کنید. شما را مجبور به کمک به دیگران میکند و درنتیجه به دیگران فکر خواهید کرد. این موجب میشود تمرکزتان از خودتان دور شده و در نتیجه این، موقعیتتان به آن اندازه که تصور میکردید بد به نظر نیاید. خیلی وقتها موقعیتتان به این دلیل بدتر به نظر میآید که خیلی به آن توجه میکنیم. بخشی از توجهتان را از موقعیت خودتان بردارید و آن را به دیگران معطوف کنید. *** وقتی در شرایط سخت گیر میافتید، به یاد داشته باشید: امیدتان را از دست ندهید. امید لازمه زندگی است؛ وقتی امیدتان را از دست بدهید، بازی را باختهاید. علاوه بر این، این مسئولیتی است که در قبال خودتان دارید. پس سعی کنید از مسئولیت شانه خالی نکنید. منبع : سايت مردمان ( پورتال جوانان ايراني ) موضوعات مرتبط: مقالات علمی، تحلیل و بررسی علمی [ چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ] [ 12:30 ] [ محسن احمديان ]
زمانهای در رابطه هست که احساس میکنیم طرفمان چندان که باید با ما صادق نیست. این وضعیت اگر با نشان دادن بیتفاوتی او نسبت به نگرانیهای ما همراه شود، بدتر هم خواهد شد. نتیجه کار ردوبدل شدن پانتومیم شکل بازخواست و انکارهایی میشود که اگر موقعیت اینقدر ناراحتکننده نبود می توانست حتی خندهدار باشد. میخواهیم نگاهی بیندازیم به علتهای مرموز رفتار کردن بعضی افراد در روابط خود: - سوال و جواب کردنها و بازخواست مرتب طرف مقابل خستهشان کرده باشد. اگر فردی احساس کند که رابطه برایش تحملناپذیر شده است، که برای هر عمل، فکر یا حرکت خود مجبور به توضیح دادن باشد، کمکم عقب خواهد کشید. خیلی مهم است که در چنین شرایطی فرد از طرفمقابل خود کمی فاصله بخواهد. هراس از در تنگنا قرار گرفتن در رابطه همه احساسات مثبت بین دو طرف را از بین برده و چاره کار فقط دور شدن و بیرون رفتن از رابطه به نظر خواهد رسید. - خجالت ممکن است باعث مرموز دیده شدن بعضی افراد شود. وقتی فردی درگیر یک موقعیت مشکلدار میشود، ممکن است نداند که چه باید بکند. شاید نتواند موضوع را برای طرفمقابل خود فاش کند و خود به تنهایی هم نداند چه انتخابها و راههایی پیش رو دارد. بهترین انتخاب برای این افراد این است که از طرفمقابل خود کمی زمان و وقفه بخواهند و خواهش کنند که کمی صبور باشند. - ترس از طرد شدن میتواند عامل مهمی در مرموز به نظر رسیدن باشد. ترس از عواقب گفتن چیزی یا انجام کاری ممکن است به نظر طرفمقابل مرموز به نظر برسد. یاد گرفتن اینکه با اعتماد به رک و صادق بودن، واکنشی مثبت از طرفمقابل دریافت میکنید، نیازمند کمی زمان است. در یک رابطه معمولاً زمان میبرد تا دو طرف به همدیگر اعتماد کامل کنند و بتوانند بدون ترس از دور شدن طرفمقابل، مسائل شخصی و خصوصی خود را برای هم فاش کنند. - نگرانی از ایجاد واکنش بد و عصبانیت طرفمقابل یکی دیگر از مرموز رفتار کردنهای بعضی افراد در رابطه است. روبهرو شدن، برای خیلیها پیشنهادی ترسآور است. آدمها در هر سنی که باشند وقتی حدس میزنند موقعیت کنونیشان ممکن است با واکنش بد اطرافیان مواجه شود، تودار رفتار میکنند. حتی وقتی میدانند که انتظار قبل از موعد همیشه اعصابخردکنتر از بازگو کردن اتفاق است، و معطل کردن همیشه همه چیز را بدتر میکند، بخاطر عواقب کار از گفتن خبر خودداری میکنند. - احساس امنیت و آرامش در یک رابطه عامل بسیار مهمی برای کم کردن نیاز به رفتار مرموزانه است. ایجاد حس پیوستگی و روحیه اتحاد به افراد کمک میکند احساس حمایت کنند و بتوانند مشکلاتشان را با همدیگر در میان بگذارند. وقتی بفهمیم که رابطهمان به اندازه کافی امن و مطمئن هست، دیگر نیازی به نگهداشتن خبر بد پیش خودمان نمیبینیم. وقتی حس کنید که هر مشکلی که پیش آید باز با هم هستید و با هم با آن برخورد میکنید، نیاز به محافظت از خودتان و حفظ خبر بد بعنوان یک راز از بین میرود. برای ایجاد یک رابطه خوب و صمیمی، باید زمان کافی بگذرد. وقتی افراد احساس میکنند به حرفهایشان گوش داده میشود، درموردشان قضاوت نشده و به آنها احترام گذاشته میشود، اعتمادبهنفس پیدا کرده و بهتر میتوانند به همدیگر اعتماد کنند. منبع : سايت مردمان ( پورتال جوانان ايراني ) موضوعات مرتبط: تحلیل و بررسی علمی [ دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ ] [ 12:30 ] [ محسن احمديان ]
وقتی
روزتان خیلی پرمشغله باشد، خیلی راحت ممکن است به مسائل منفی توجه کنید.
بخاطر کارها و مسئولیتهای زیادتان ممکن است احساس خستگی، کلافگی و استرس
زیادی داشته باشید. درنتیجه، افکار منفی به درون مغزتان راه باز میکنند.
بااینکه میدانید مثبت فکر کردن برای وضعیت ذهنتان بهتر است اما اگر
بگوییم که برای سلامتیتان هم میتواند مفید باشد، شاید تعجب کنید.
تحقیقات نشان داده است که مثبتاندیشی میتواند فواید بسیار زیادی در بر
داشته باشد از بالا بردن اعتمادبهنفس و سلامت روانیتان گرفته تا ارتقای
سلامت فیزیکیتان. پس برای از بین بردن افکار منفی و جایگزین کردن آنها با نگرشی مثبتتر چه باید بکنید؟ حتی اگر ذاتاً خوشبین نباشید، راههایی هست که از طریق آن بتوانید مهارتهای مثبتاندیشی را در خود تقویت کرده و از فواید آن بهره ببرید. روی افکارتان تمرکز کنید برای اینکه مثبتاندیش باشید، باید یاد بگیرید که چطور به درستی افکارتان را تحلیل کنید. تمرکز بر جریان سیال ذهن کار سختی است، مخصوصاً اگر خیلی اهل استنطاق کردن نباشید. وقتی با موقعیتی چالشانگیز روبهرو میشوید، سعی کنید بفهمید که چطور درمورد آن اتفاق فکر میکنید. آیا شروع به مکالمه منفی با خودتان میشوید؟ یا در ذهنتان از خودتان و دیگران انتقاد میکنید؟ این تفکر منفی یک مانع اصلی است اما شناسایی این افکار اولین قدم برای غلبه بر آنهاست. برخی از انواع متداول تفکر منفی شامل فقط تمرکز کردن بر جنبههای منفی یک مسئله میباشد. مثلاً تصور کنید که روز پرمشغلهای را سر کار داشتهاید. یک سخنرانی داشته اید و کارهای مختلفی را جلوتر از برنامه به اتمام رساندهاید اما فراموش کردید یک تلفن مهم را انجام دهید. آن شب متوجه میشوید که باوجود موفقیتهایی که در آن روز کسب کرده اید، فقط به آن اشتباه کوچک فکر میکنید و نگران هستید که چه تاثیری بر کارتان خواهد داشت. به جای فکر کردن به مثبتها و درک منفی، همه مثبتها را نادیده گرفته و منفی کوچک را بسیار بزرگ کردهاید. مقصر دانستن خود یکی دیگر از شایعترین نوع تفکر منفی است. وقتی بخش شما در شرکت، به سهم فروش ماه خود نمیرسد، به جای اینکه به این فکر کنید که اقتصاد کند موجب فروش کلی کمتر شده است، مدام خودتان را مقصر میدانید. این نوع تفکر منفی میتواند برای سلامت روانی شما مخرب باشد. با مقصر کردن خود برای مسائلی که تقصیر شما نبوده یا در کنترل شما نیست، اعتمادبهنفستان دچار افول میشود. چطور مثبتاندیش شوید تغییر چرخه منفی فکر کار بسیار سختی است و فرایندی است که نیازمند زمان است. شایانذکر است که تکرار کلیشههایی که معمولاً توسط کتابها پیشنهاد میشود (مثل «من به اندازه کافی خوب هستم! من خیلی باهوشم! مردم من را دوست دارند!) در واقعیت میتواند تاثیری منفی بر تصور شما از خودتان داشته باشد. مثبتاندیشی این نیست که عینکی به چشمهایتان بزنید که همه جا را خوشرنگ نشان میدهد و همه چیزهای منفی که در زندگی با آنها روبهرو میشوید را نادیده بگیرید. این رویکرد به همان اندازه نادیده گرفتن مثبتهای زندگی ویرانگر است. تعادل، با مقدار سالمی واقعگرایی، رمز کار است. پس وقتی خود را درگیر افکار منفی دیدید، چه باید بکنید؟ با قدمهای کوچک شروع کنید. از اینها گذشته، میخواهید یک عادت جدید را وارد زندگیتان کنید و درست مثل کسی که میخواهد یک رفتار جدید را در خود ایجاد کند، این کار زمان میبرد. سعی کنید اول یک قسمت از زندگیتان که ببشتر تحتتاثیر منفیگرایی است را شناسایی کنید. ممکن است درمورد وضعیت ظاهریتان یا درسیتان منفی فکر کنید. وقتی با یک بخش خاص از زندگیتان شروع کنید، در طولانیمدت تغییراتی که در خود ایجاد میکنید بادوامتر خواهند بود. خود، تصور کنید تصمیم گرفتهاید بر افکار منفی که درمورد وضعیت درسیتان دارید، تمرکز کنید. قدم بعدی این است که هر روز زمانی را به ارزیابی افکارتان اختصاص دهید، وقتی میبینید که افکار انتقادی درمورد خودتان دارید، یک لحظه صبر کرده و به آنها خوب فکر کنید. بااینکه ممکن است بخاطر گرفتن یک نمره بد در امتحان ناراحت باشید، آیا سرزنش کردن خودتان دردی را درمان میکند؟ آیا راهی برای ایجاد یک تغییر مثبت در موقعیت وجود دارد؟ بااینکه در این امتحان خود کار نکردهاید، حداقل میدانید که برای امتحان بعدی چطور باید برای درس خواندن زمانبندی کنید. مراقب مکالمات منفی با خودتان باشید. وقتی مکالمه درونیتان میگوید شما هیچوقت تکالیفتان را انجام نمیدهید یا کارتان سخت است، راهی برای پیدا کردن دیدگاهی مثبتتر نسبت به موقعیت پیدا کنید. مثلاً اگر درگیر نوشتن یک مقاله تحقیقی هستید، به دنبال راههایی باشید که بتوانید برنامهتان را طوری تغییر دهید که وقت بیشتری برای این پروژه داشته باشید تااینکه اسیر نومیدی شوید. وقتی انجام کاری به نظرتان سخت میرسد، به این فکر کنید که شاید بتوانید برای انجام آن از کسی کمک بگیرید. مثبتاندش بودن این نیست که همه واقعیتهای منفی زندگیتان را نادیده بگیرید. این است که بتوانید رویکردی فعالتر به زندگی داشته باشید. مثبتاندیشی به جای احساسی ناامیدی یا کلافگی، به شما امکان میدهد با فکر کردن به راههای موثر برای حل مشکل و پیدا کردن راهکارهای خلاقانه، با چالشهای زندگی روبهرو شوید. شاید آسان نباشد، اما تاثیر مثبتی که بر سلامت فکری، احساسی و جسمی شما میگذارد، ارزشش را خواهد داشت. نیازمند این است که صبور باشید و تمرین کنید. این فرایند را نمیتوانید قدم به قدم جلو ببرید و به اتمام برسانید. درعوض، نیازمند این است که تا پایان عمر به درونتان نگاه کنید و برای مبارزه با افکار منفی و ایجاد تغییرات مثبت علاقهمند باشید. منبع : سايت مردمان ( پورتال جوانان ايراني ) موضوعات مرتبط: یادداشت هفته [ شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ ] [ 12:30 ] [ محسن احمديان ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||